نه به دوست داشتن بیش از حد
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 22:33
همیشه حس میکردم بردارم زمانی که ازدواج کنه همسرش جای خواهر نداشتمو برام پر میکنه و به همون اندازه دوستش خواهم داشت دوسش دارم خیلی هم زیاد به اندازه ی خواهرم ولی امروز بعد از گذشت یک سالو نیم که عروسمونه و برای من خواهر چیزایی شنیدم و دیدم که شاخ دراوردم!منی که مینا همیشه برام حکم خواهر داره و واقعا
لباس عروس خرون
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 22:33
اِمروز رفتیم دنبال لباس عروس من با دیدنش توی اون لباسای سفید پف دار سفید باز هم به خودم اعتراف کردم که با تمام اتفاقات افتاده مثل خواهرم دوستش دارم یه حس خواهرانه عجیبی داشتم وقتی توی لباس عروس دیدمش مثل یک خواهر جیغ کشیدم مثل یک خواهر چشمام برق زد و مثل یک خ
مسته مستم کن جامو ببر بالا
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 22:33
حالت تحوع شــــدید از طرفیم ساعت پنج با مبینا و خاله اذر و مامان قرار داریم بریم سفارش اسممو بدم و بعدشم بریم صفا ستی خدایا تا شب حالم خوب باشه بعدش مُردمم مهم نیتو دلم انگار یک نفری داره بریک میزنه همچی میپیچه که دارم دیوونه میشم فکر کنم نتیجه آلبالو و سالاد الویه های دیشبه
مرسی خدا
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:33
وای خــــدایــــــا مرسیصبح با صدای گریه نغمه و مامان بیدار شدم مــــرسی خدا مــــرسی عاشقتــم بخدا مـــرسی بعـد از ۱۵ سال؟ واقعا عاشقتم خـــدایا از صبح با مامان داریم گریه میکنیم که چقدر تو ماهی که انقدر بزرگ و بخشنده ای که بعد از ۱۵سال نازی داره مامان میشه خودت میدونی شبای قــَدر چقدر براش دعا کرد
اقتصاد جان گوگولیه پر قطره فربه ی کی بودی تو؟
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:33
انگشتان پایم را نگاه میکنم!هی بالا پایین میکنم!انگشت وسطی چقدر مظلوم است انگار تا حالا ندیده بودمش!!!نازش میکنم و یک لاک صورتی میزنم روش!فقط روی انگشت وسطی پام!یه جورایی میخوام ازش عذرخواهی و دلجویی کنم بابت این۱۸سال کم توجهی:Dدوباره نگاه میکنم!اوممم خوب شد حالا تو چشمه!کلی قربون صدقش میرم! سرمو میا
ما گم شدگان ره روِِ والا مقامیم
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:33
امتحانات تموم شد امـروز بعده امتحان با اینکه حالم بد بود اومدم و با فریماه حرف زدیم از اینکه چند درصد احتمال داره مشروط شیم از اینکه فریماه یک ترم دیگم مشروط شده واوضاعش ازمن بدتره ازینکه ما الان چرا اینجاییم از اینکه چرا تو دوران دبیرستان جز خرخون ترینا بودیم و الان سال به سال لای کتابای درسیو باز
نــــــه عذابم نده
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:33
مگه امتحان ۱۳ م نبودپس چرا الان استاد زده فردا صبح امتحان برگزار میشود نکنه منظورش از سیزدهم سیزهمین روز امتحانا بودهخدایا خودت ظهور کن خسته شدم + نوشته شده در جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 15:44 توسط بیـــــدمشـــڪ ـ |
میشود گاهی نبود فقط لحظه ای
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:33
فردا نمیرم امتحان بدم چون دیگه خسته شدم!وافعا خسته شدم بذار بیافتم بذار مشروط شم بذار بمیرم امشب بــد دلم گرفته خیلی بد اونقدر که حتی گریم هم نمیاد اونقدر که حتی حوصله ی بهترینامم ندارم اونقدر دلم گرفته که دلم میخواد بمیرم خسته شدم دلیلی برای زندگی نیست کسی جز مامان بابام نگرانم نیستن برای کسی مه
من گر بکنم تلاش میشود مشکلات کم
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:33
شاید باورتون نشه ولی از فرط بیکاری در عرض دو روز شش بار ۵۰کیلو آلبالو رو دیدم دیگه دیالوگاشو حفظممثه اینکه یازده روز دیگه کنکوره و من انقدر بیخیالم یک رمان چرتو پرتم خوندم تو اون دوروز میریم که داشته باشیم تلاش واسه کنکورو + نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:14 توسط بیـــــدمشـــڪ ـ |
تو کز محنت دیگران باغمی بشین برو رشت طیاره برگشت
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:33
امشب رفتم حرم برای همه دعا کردم برای خوشبختی یکدونه داداشم که شهریور عروسیشه برای مامانم برای نازی و اون فسقلی که منتظریم تا سالم به دنیا بیاد برای خوشبختی مهدیه و نجمه برای آرامش مامانی و خاله و برای خودم که هر چی صلاحمه همون بشه!خیلی آروم شدم سبک شدم مثل پره کاه و الان راحت راحتم خیالم از بابت هم
بوی گل سوسنو یاسمن آمد
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:33
امشب افتتاحیه سینما سیمرغ(نوسازی) بود لیلا بلوکات و خانم پوران درخشنده و سعید راد و سعید سهیلی اومده بودن از جناب برادر جان هم بخاطر حضور در بازسازی پروژه به عنوان مهندس تجلیل شد و بهش لوح تقدیـر دادن و مایه افتخار شدوقتی گفتن جناب آقای مهندس میلاده ... من که رو ابرا بودم الهی بگردم دورت داداشه خوشگ